دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ ه‍.ش.

آقا معلم

سالهای آخر دبیرستان را داشتیم تمام میکردیم. اسمم آرش است خوش قیافه وخوش هیکل بطوری که در مدرسه اکثر بچه ها پا پیچم میشدند واگر کمی بهشان رو میدادم همه مرا از دم کیرشان میگذراندند ولی به هیچ کدامشان توجهی نمیکردم الا دو دوستم که خیلی باهاشون ایاق بودیم نا گفته نماند که با دو تاشون هم چند باری در خلوت کوتاهی سر پائی همدیگر را کرده بودیم کاری که اکثر بچه مدرسه ای ها میکنند ولی من بدلیل خوشگلی زیاد دائم بعضی از همکلاسی ها از من کون میخواستند که من از ترس بی آبروئی هیچ وقت بهشان فرصت نداده بودم تا اینکه یک روز در مدرسه در یک گوشه خلوت یکی از بچه ها مرا از پشت گرفته بود واز روی شلوار کیرش را بمن میمالید که میخواستم از دستش در برم که یهو اقا معلمی که هم محلی ما بود ما را دید و کشیده محکمی به همکلاسیم زد گوش مرا گرفت وگفت آرش این چه کاریه . که گفتم آقا او مرا با زور گرفته بود که بالاخره مرا هم ول کرد و رفت مدتی از آن ماجرا گذشت ومن احساس میکردم که آقا معلم توجهش بمن بیشتر شده و فکر میکردم که از روی ترحم است تا اینکه یک روز که ازش چند تا اشکال داشتم پرسیدم گفت . آرش الان وقت ندارم بیا عصر این وسایلو بگیر بیار خونمون واونجا بهت بگم من که خونمون نزدیک خونه آقا معلم بود لیستش را گرفتم وعصر بعد از مدرسه چند قلم وسائل را خریدم و رفتم خونه به مامان گفتم که میخوام برم خونه آقای اصلان درس یاد بگیرم که مادرم گفت پسر بده . گفتم مامان خودش گفته بیا که مامان گفت پس برو کتابهارا برداشتم ورفتم در زدم اقای اصلان در را باز کرد وبا خوشروئی گفت آرش خان سلام جوابش را دادم ورفتم تو
گفت خیلی بهت زحمت دادم .گفتم خواهش میکنم آقا ما باید از اینها بیشتر براتون کار انجام بدیم مدیونیم براتون (تو فکرم اونروز مدرسه افتاد ) بالاخره وسائلو از من گرفت و تعارف کرد رفتم تو هال دو تا صندلی بود روی یکی نشستم آقا معلم وسائلو برد تو آشپزخانه و بر گشت و صندلی را کشید و رویش طوری نشت که زانویش در زیر زانویم قرار گرفت چیزی نتونستم بگم بی خیال گفت خوب کتابت را باز کن .من کتاب را باز کردم و اونجائی اشکال داشتم برایش نشان دادم بعد ایشون شروع به توضیه شد ولی مرتب پایش را تکان میداد من که تا حالا با معلمم اینهمه نزدیک هم ننشسته بودیم حواسم بکلی پرت شده بود و بعد از کمی دستش را گذاشت روی زانویم وگفت آرش اونائی را که گفتم حواست موند که گفتم نخیر آقا گفت باشه یه بار دیگه میگم و باز شروع کرد ودر این حال نیز گاهی دستش را بالاو پائین میبرد من جرات اعتراض نداشتم البته از نوازش خوشم میامد و کمی صورتم سرخ شده بود بعد از مدتی آقا معلم گفت .راستی چائی گذاشتم بزار بیارم و رفت دو تا چائی بیاره که من ترس برم داشت که نکنه آقا معلم فکرش جای دیگه باشه ولی هنوز چیزی نشده بود و من نمیتوانستم در برم آقا معلم چائی را آورد گذاشت روی میز دستش را گذاشت پشتم وگفت آرش امسال میتونی هر چه اشکال داشته باشی از من بپرسی گفتم که نخیر آقا همیشه مزاحم نمیشم که آقا معلم در حالی که دستش را به پشتم میکشید گفت میدونی من تو رو بیشتر از همه بچه ها دوست دارم و در این حال دستش به گودی کمرم رسیده بود از ترس اینکه پائین تر بره یه دفعه گفتم آقا کمرم درد میکنه دست نزنید که آقا معلم گفت . چرا ؟ گفتم نمیدونم آقا وباز دستش را گذاشت به گودی کمرم گفت دقیقا کجاست که گفتم آقا همونجاست آقا معلم دستش را کشید و گفت چائی رو بخور چائی رو خوردم گفت از کی اینجوری شده هیچ میدانی که کمر از همه جا خطرناکتره گفتم نخیر آقا آقا معلم گفت آرش بلند شو ببینم دقیقا کجاته ؟ ومنو با دست بلند کرد هیچی نتونستم بگم بلند شدم و واستادم دستش را از بالا تا پائین کمرم کشیدو گفت که هر جا زیاد درد بکنه بگو ومن هم از ترس اینکه اگر دستش کمی هم پائین تر بره به کونم میرسه گفتم آقا همونجاست . آقا معلم گفت آرش حتما رگ برگ شده میخواهی ماساژت بدم اگه بمونه کار دستت میده چیزی نتونستم بگم آقا معلم ایستاده چند بار پشتم را ماساژ دادو گفت چطور شد که منهم از ناشی گری گفتم آقا کمی خوب شد و او دوباره شروع کرد احساس میکردم معلمی که تو مدرسه همه ازش حساب میبردند برام مهربونتر شده کمی که ماساژم داد یه دفعه منو گرفت وکشید کنار و گفت آرش ایستاده نمیشه بخواب تا کاملا رگ هاتو بگیرم ومنو خوابوند کاملا کیج شده بودم از یه طرف فکر میکردم که میخواد منو بکنه و کیرم کمی راست شده بود واز طرف دیگر ترس برم داشته بود بالاخره پشتم را قشنگ ماساژ میداد واقعا حال ادم جا میامد که آقا معلم گفت آرش از روی پیراهن نمیشه پیراهنتو بزن بالا نمیدانم بی اختیار پیراهنمو زدم بالا با این کار من آقا معلم جری تر شدو شروع به ماساژ شد با این کارش دیگه برام یقین شد که میخواد منو بکنه تو فکر این بودم که چه جوری بلند شم که آقا معلم گفت آرش این کمرت نمیزاره خوب ماشاژ بدم اینو شلش کن و خودش دستش را برد به کمرم و اونو شل کرد کاملا گیج شده بودم از یه طرف نمیخواستم آقا معلمو خرابش کنم و از یه طرف خودم خوشم میامد واز طرف دیگر میترسیدم که آقا معلم کمی شلوارمو کشید پائین تا چاک کونم دیگه کیرم کاملا راست شده بود و او همچنان داشت به پشتم دست میکشید من که چند روز پیش خودم را از موهای زائد کاملا تمیز کرده بودم دیگه از خجالت فقط دستامو گذاشته بودم جلوی صورتم وهیچ نمیگفتم که آقا معلم گفت آرش اینارا با تیغ میزنی با حرکت سر اشاره کردم که بلی تا اینو گفتم شلوارمو کمی هم پائین کشیدو گفت آرش اجازه هست نیگاه کنم چیزی نگفتم یعنی نتونستم بگم کاملا حشری شده بودم اخه تا حالا کسی اینجوری منو نخوابونده بود درست است که دوستم چند دفعه منو کرده بود (البته منهم اونو کرده بودم) ولی همش سرپائی بود این اولین دفعه بود اونم توسط معلمم .
آقا معلم با ولع بسیار زیادی باسنمو فشار میداد اونارو از هم باز میکرد که یه باره با دستش صورتمو برگردوند گفت آرش راستش را بگو ناراحت که نیستی .که یادم میاد گفتم آقا فقط میترسم که آقا معلم گفت مطمئن باش کاری نمیکنم که بترسی سپس انگشتش را برد دم سوراخ کونمو کمی با اون بازی کرد عجیب قلقلکم میامد و خودم هم بدم نمیامد که اینش را هم امتحان بکنم . آقا معلم پس از کمی بازی با باسنم گفت آرش هیچ میدونی چه اندامی داری (اینو تو مدرسه هم اکثر بچه ها میگفتند) سپس دستش را برد لای پاهایم از زیر دستش را برد به طرف کیرم و اونو گرفت تا دید من کیرم راست شده سریع شلوارمو تا زانوهام کشید پائین وافتاد برویم و کیرش را مرتب به شکاف باسنم میمالید من دیگه دل به دریا زده بودم وهیچ نمیگفتم کمی که اینجوری تکان داد یلند شد و باسنمو از هم باز کردو از اب دهان کمی روی سوراخ کونم انداخت و با دستش اونو به همه جا مالید و اروم انگشتشو به سوراخ کونم فرو کرد که حال میداد البته بهش نمیتونستم بگم بعد از اینکه چند بار انگشتش را در سوراخم فرو کرد بلند شد و شلوارش را در آورد و ایندفعه با کیر لخت رویم خوابید کیرش تمام شکاف باسنمو پر کرده بود بعد از کمی دوباره لای شکاف باسنمو از اب دهان کاملا خیس کرد سپس کیرش را دوباره گذاشت و تکان داد من دیگه حشرم بالا زده بود ولی بغیر از خوابیدن کار دیگه ای نمیتونستم بکنم بعد از کمی نوک کیرش را گذاشت دم سوراخ کونمو کمی فشار داد احساس کردم که داره میره تو ولی داشت پاره میشد دستم را از پشت گذاشتم به شکمش و گفتم آقا درد میکنه گفت آرش بزار یواش یواش میزارم و دوباره نوک کیرش را گذاشت به سوراخ کونم کمی دیگر فشار داد نوکش رفت تو ولی داشتم پاره میشدم سریع کمی بر گشتم که کیرش از کونم در اومد آقا معلم گفت آرش چیه گفتم آقا درد میکنه گفت ولی نوکش رفته بود . گفتم آقا بزارین دولا شم که سریع بلند شد برخواستمو دولا شدم که حداقل درد نداشته باشد آقا معلم ایندفعه کیرش را مرتب از اب دهان خیس کردو نوک کیرش را با دستش گذاشت دم سوراخ و من خودم را کاملا شل کرده بودم آقا معلم کمی فشار داد و ایندفعه کیرش بدون در گیری رفت تو ولی دوباره همان سوزندگی را داشت خواستم تحمل کنم چیزی نگفتم که کمی هم فشار داد فکر کنم که تا نصفش رفته بود که دیدم نمیتونم تحمل کنم لذا گفتم آقا خواهش میکنم در بیارین داره پاره میشه که آقا معلم کیرش را در اورد من که دیگه همه چیزرو تموم شده دیدم یعنی آقا معلم دیگه کیرش را به من گذاشته بود با خودم گفتم پسر حداقل اونطوری که دلت میخواد بکن . گفتم آقا بلند شید من شلوارمو در بیارم که ایشان بلند شدند و من شلوارم را در آوردم معلم با دیدن سرتاپای لخت من رانهایم را بغل کردو قربون صدقه اش میرفت تو بدنم یک ذره مو نداشت بیچاره حق داشت گفت آرش کرم بیارم ؟ با علامت سر گفتم بلی بلند شد رفت کرم آوردو کمی به سوراخ کونم مالید و در عین حال دوباره انگشتش را به سوراخم فرو کرد و سپس کمی هم کرم به کیرش مالید و گفت خم شو من ترسیدم یه دفعه فشار بده وپاره شم گفتم آقا شما بشینید ومن بشینم رویش با خود گفتم اینجوری دست خودم است آقا نشست و من بر گشتم و کرم کیرش را دوباره به همه جا مالیدم چه کیری داشت تهش از نوکش کلفتتر بود اروم پاهایم را دو طرفش گذاشتم و با دستم کیرش را دم سوراخم گذاشتم و او هم با دو دستش باسنمو از هم باز کرده بود اروم نشستم دو دفعه که کیرش تو رفته بود کمی جا باز کرده بود نوکش رفت تو خودم داشتم ارضا میشدم اروم اروم تا ته نشستم با اینکه کمی اذیت میکرد ولی لذتی نیز داشت بالاخره سکس بود آقا معلم از کیرم گرفته بود و داشت برام جلق میزد گفتم آقا بخوابیم که منو مثل یک کشتی گیر بغل کردو به رو خوابوند الان کیرش تا ته رفته بود و او مرتب داشت تکون میخورد وبا یه دستش نیز با کیر من بازی میکرد دیگه احساس میکردم داره ابم میاد خواستم بهش بگم که یه دفعه تمتم ابم را در دستش خالی کردم گفتم آقا ببخشید در حالی که دندونهایش را بهم قفل کرده بود گفت عزیزم اشکال نداره ومرتب تکان میداد که یه دفعه احساس کردم کیرش کلفتتر شد و محکم بغلم کرد و تمام آب کیرش را در داخلم ریخت گرمای ابش را احساس کردم سپس بی اختیار رویم ساکت ماند کمی بهمین منوال گذشت و آروم کیرش را از کونم در آوردو چند تکه دستمال بهم داد و گفت آرش پاکش کن ودستمال را گرفتم وکونم را پاک کردم احساس میکردم که خیلی گشاد شده ولی هنوز لذتش را داشت که آريالآ معلم در حالی که شلوارشو میپوشید گفت آرش جان خیلی ازت ممنونم که چیزی نگفتم وبعد از آن توی مدرسه آقا معلم همیشه مارا تحویل میگرفت و ما هم تا مدتی کیرش را گارانتی کرده بودیم

هیچ نظری موجود نیست: